سلام. منو می شناسید؟نه.من که عضو جدید نیستم.:O من آرتیاس تونم.
بـــــه... سلام. حالتون چطوره ؟ چه خبر ازاین ورا؟ کم پیدائید. باش باش... نزن... می دونم خودم کم پیدام. ولی خودتون قضاوت کنید. وقتی هیچ خبری نیست من بیام اینجا چی بنویسم. باید یه چیزی باشه که ماهم یه خاطره از خودمون ول بدیم دیگه.( خوشحالم که با این حرف من موافقید.:D)
الانم یه نمه برای نوشتن این مطلب دیره. ولی از اونجایی که تا حالا گیر امتحانا بودیم الان می نویسمش. چون هرچی باشه قبلا روش زحمت کشیده شده:
1/2/87 دومین همایش فیزیک در دبیرستان شهیدابراهیمی برگزار شد.(wow!!!)
( که احساس خود بزرگ بینی بهشون دست داده شد و برروی برنامه ی همایش نوشتند (( بیستمین همایش...)) امیدواریم دفعه ی دیگه از این اتفاقا نیفته.)
می شه گفت این همایش یه همایش خونگی بود.چون فقط شهید ابراهیمی حضور داشت و شایستگان.
البته آقای معتمدی، رئیس آموزشی فیزیک کل کشور( یا یه چی تو همین مایه ها) هم حضور داشتندکه حضار از سخنرانی ایشون و آقای ابراهیمی مستفیض شدند.
خلاصه کار همه خوب بود. یک گروه که عالــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی.
بنابر گفته ی عامل نفوذی ما به نحو احسنت گند زدند
و ما از تلاش بی کران آن ها در ارائه ی مقاله سپاس گذاریم.
برنامه ی عصر هم که با شکوه تمام برگزار شد( به همراه بلوتوث های فراوان که ویژی می رفتن و ویژی می اومدن
)و در آخر همه ی ما شاهد تلاش پسرها برای راست و ریست کردن سالن امتحانات برای امتحان روزبعد و خستگی آن ها و در آخر حمله ی آن ها به دفتر برای نوشیدن یک فنجان چای داغ و خستگی در کردن بودیم. خدا قوت.
ایشالا همیشه از این برنامه های آموزنده باشه و شایستگانی ها هم یک همایشی( مثلا تو مایه های همایش ادبیات، یا شیمی یا...) برگزار کنند.

به امید اون روز...
خدانگهدار تا نوشته ی بعدی... ( سال بعدی...)
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 16:22  توسط ارتیاس تون
|
سلام!!!!
شرمنده اگه یه مدت نبودم برگه غیبتم و دادم معزی موجه کرد! به شما ربطی نداره ! به تو چه به تو مربوط نیست
یادم نیست چندروز پیش بود از خواب پا شدم دیدم ساعت ۸:۳۰!...چه باحال خیلی خونسرد آماده شدم که برم مدرسه یادم اومد که این مدرسه ی جلب ما قوانین خاصی داره همین جوری خیلی ولی که رام نمی دن بعدش مامانم مجبور کردم که برسونم تازه آب پرتقال هم خوردم!!!
مامانم هی غر می زد که بچه چرا دیشب تا ساعت ۱۲ پای کامپیوتر بودی که حالا دیر بیدار شدی:.......(یه سری مزخرفات) رفتم کیفم و بردارم هرچی فکر کردم یادم نمی یومد برناممون چیه...برنامه کلاسیمم پیدا نمی شد...در کمدو باز کردم یکی یکی کتاب هارو نگاه می کردم ببینم که کدوم هارو چند وقته که نداشتیم خدارو شکر همه رو درست بردم ...فقط حواسم نبود که جای کتاب عربی زبان بردم تنها درسی که مطمئن بودم داریم شیمی بود چون دیروزش بچه ها گفته بودن که می پرسه!!!
وارد مدرسه که شدم سرداری گفت سلام به به بعدشم ابروش واسم انداخت بالا (حالا ابرو می ندازی بالا بالا...) گفت با کی کلاس داری؟! منم واسه این که ضایع نشم و فقط شیمی مطمئن بودم گفتم مثل این که آقای رفعتی یه بار قرار بود زنگ اول بیاد حالا نمی دونم فکر کنم اون سر کلاس سرداری در کلاس و باز کرد دیدم آمادگی دفاعی داریم
!!!!
منم واسه این که ضایع نشم گفتم اه مثل این که آقای رفعتی یادش رفته برنامش چی بود...
خلاصه انقدر ضایع شدم...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 16:18  توسط کله جنگ قورباغه
|
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 2:53  توسط جوجه شایستگانی
|
سلام به همگی
مشخصه که داره عید میاد و همگی در حال دودر کردن مدرسه ها هستین….مشغول باشین…ما که یه امروز رو نرفتیم مدرسه زنگ زدن شرفمون رو بردن…خداییش همه تعطیل شدن اونوقت این مدرسه ی ما برا اینکه خودشو تو آموزش و پرورش(یا بهتره بگم آموزش و سرزنش!) جل کنه می گه باید تا ساعت آخر روز سه شنبه بیاین مدرسه!....بی خیال کی میره
راستی امروز مدیر انجمن فیزیک و چندتا از اعضا رفتن پوستر های همایشو تو مدرسه های شایستگان و صالحین و فرزانگان و شهیدبهشتی دادن….تازه خبر رسیده مدیر فرزانگان خیلی بد برخورد کرده!....البته مدیر انجمن گفت: ((البته ما تمام این خوشرفتاری ها رو تو همایش تلافی می کنیم....مخصوصا برخورد شهیدبهشتی تو همایش شیمی!!!))
خلاصه امروز خیلی خبرا بوده....راستی اینم آهنگ دموی ما...لذت ببرین:
دانلود آهنگ
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 15:10  توسط جوجه ابراهیمی
|
اطلس غم:با سلام...ای بابا من اگه پست ندم که کسی پست نمیده
جوجه ابراهیمی:اطلس!ببند در یخچالو!
اطلس غم:بخواب بابا زمستون داره تموم میشه
جوجه ابراهیمی:هیس!این هیمالیا تا اینجارو عصر یخ نکنه ول نمی کنه!
اطلس غم:تو سوزنت گیر کرده...چت کردی رو سرما داش
جوجه ابراهیمی:ای بابا بسه دیگه!هنوز نیومده بسیج و فیزیک و شهیدابراهیمی و همه چیز رو بافتی به هم!
اطلس غم:راست می گن شما رو آخر پاییز می شمارن؟
جوجه ابراهیمی:این قبول...ولی تو که بابات اندی ساله زمین رو گذاشته رو دوشت واسه حمالی!
اطلس غمکدار حرف خودمو قرقره می کنی داش
جوجه ابراهیمی:وایسا این تهش مونده...آها حالا رفت پایین...خب حالا چی گفتی؟
اطلس غم:کنوش جان....خوش مزه بود؟
جوجه ابراهیمی:بسه آقا...نا سلامتی قراره پست بدیم...بریم اصل مطلب...قرار چی بگیم؟
اطلس غم:بابا!اصل مطلب این بود که تو ضایع بشی که شدی!
جوجه ابراهیمی:(مشترک گرامی دسترسی به این متن امکان پذیر نمی باشد!)
اطلس غم:آها چون تو ضایع شدی نمی خوای بقیه بفهمن
جوجه ابراهیمی:آخه...دیییییییییید....بابا....دییییییییید....خب بذار....دیییییییییید....ای بابا نخواستم تو بردی...دیییییییید
پ.ن.شخصی نطر گذاشتن که آدرس خونه ی موسس بزرگ رو براشون بذاریم:بهتره به این وبلاگ مراجعه کنین و آدرس رو از اعضاش بخواین
http://www.shayestegan000.blogfa.com/
پ.ن۲.آهنگ دموی جدید ما در دست ساخته...برا عید دیگه آماده میشه
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 21:4  توسط جوجه ابراهیمی
|
بی سوادی در خوزستان بیداد می کند:
در پی گرد و خاک شدید روزهای سه شنبه و چهار شنبه گناه کاران مظلوم دبیرستانی که می بایست این گرد و خاک شدید را تحمل کنند روز پنج شنبه با هوای عالی تعطیل اعلام شد اما ایول بابا پنج شنبه رو زدیم به بدن و معلم فیزیک مون رو که همچون چوپانان ارتفاعات خوزستان است رو ندیدیم امیدوارم به شما خوش بگذره.
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 21:13  توسط اطلس غم
|
با سلام بنده یعنی اطلس غم آغاز کارم رو به همه تبریک میگم
از شوخی بگذریم برای شروع کار دست روی کسانی میذارم که خیلی دوست دارن همه ی ما ها رو پیدا کنن و یه حال اساسی به هممون بدن و این افراد کسانی نیستن بجز بسیج و بسیجی ها که متشکل از افراد دو رو آدم فروش و... البته لازم به ذکر است که تمامی بسیجی ها شامل این موارد نمیشوند و فقط در دبیرستان فوق العاده ی ابراهیمی اینگونه است و این حرفی که میزنم کاملا صحت دارد و در آن شکی نکنید چون به شخصه به تک تک
این افراد به هر نحوی نزدیک شده و بطور محسوس مشاهده کردم و اصل حرفم اینه که هم دست از این کارا بردارید و هم اینکه سعی نکنید ما رو پیدا کنید.
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 18:2  توسط اطلس غم
|
سلام به تمام بچه های با معرفت که نظر میذارن

...حالا جهنم اونا که نظر نمیذارن هم سلام!
دیر آپ کردم....آخه تو کوران امتحانات بودیم و بعد از اونم تو کف کارنامه ها....البته من که جون سالم به در بردم
....ولی برای اونایی که خراب کردن واقعا متاسفم
Amin_boldozer یا همون RapTure معروف رو میشناسین؟(همون که سال پیش اسپانسر وبلاگمون بود...یه راهنمایی دیگه:امسال از مدرسه ی ما رفت
) یه آهنگ توپ با یکی از رفقاش داده بیرون....گفتم خالی از لطف نیست که دانلودش کنین....عکساش رو هم می گم WD بعدن براتون بذاره:
دانلود-کیفیت 128kbs
دانلود-کیفیت 64kbs
نظر یادتان نرود نقطه!
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 15:28  توسط جوجه ابراهیمی
|
+ نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت 13:30  توسط جوجه شایستگانی
|
سلام به همگی
پوزش ما رو به خاطر غیب شدنمون بپذیرید...به خاطر یه سری دلایل امنیتی مجبور شدیم یه هفته ای در وبلاگ رو گل بگیریم
....اما خب الان برگشتیم تا با انرژی در این فصل امتحانات شروع به کار کنیم
....منتظر پست های بعدی ما باشین
+ نوشته شده در دوشنبه سوم دی 1386ساعت 15:50  توسط جوجه ابراهیمی
|